Marzia Ayoubi
More ideas from Marzia
مولانا ● ‎چه نزدیک است جان تو به جانم ● ‎که هر چیزی که اندیشی بدانم ● ‎ضمیر همدگر دانند یاران ● ‎نباشم یار صادق گر ندانم ● ‎چو آب صاف باشد یار با یار ● ‎که بنماید در او عکس بنانم ● ‎اگر چه عامه هم آیینه‌هااند ● ‎که بنماید در او سود و زیانم ● ‎ولیکن آن به هر دم تیره گردد ● ‎که او را نیست صیقل‌های جانم ● ‎ولی آیینه ای عارف نگردد ● ‎اگر خاک جهان بر وی فشانم ● ‎از این آیینه روی خود مگردان ● ‎که می گوید که جانت را امانم ● ‎من و گفت من آیینه‌ست جان را ● ‎بیابد حال خویش اندر بیانم ● ‎خمش کن تا به…

مولانا ● ‎چه نزدیک است جان تو به جانم ● ‎که هر چیزی که اندیشی بدانم ● ‎ضمیر همدگر دانند یاران ● ‎نباشم یار صادق گر ندانم ● ‎چو آب صاف باشد یار با یار ● ‎که بنماید در او عکس بنانم ● ‎اگر چه عامه هم آیینه‌هااند ● ‎که بنماید در او سود و زیانم ● ‎ولیکن آن به هر دم تیره گردد ● ‎که او را نیست صیقل‌های جانم ● ‎ولی آیینه ای عارف نگردد ● ‎اگر خاک جهان بر وی فشانم ● ‎از این آیینه روی خود مگردان ● ‎که می گوید که جانت را امانم ● ‎من و گفت من آیینه‌ست جان را ● ‎بیابد حال خویش اندر بیانم ● ‎خمش کن تا به…

مولانـــــــــــا

مولانـــــــــــا